X
تبلیغات
رایتل

یادداشت های یک نیمچه روزنامه نگار
نوشتن هم اعتیاد آور است 
زمان هایی که برای هفته نامه می روم جایی عکاسی رو خیلی دوست دارم.
از محیط همیشگی سرکار خارج می شوم و بدون استرس این که چطوری مصاحبه رو باید هدایت کنم به سراغ ذوق هنریم می روم تا عکس های دل خواهم رو از آب در بیارم.
تا قبل از امروز به عنوان عکاس خبری تا به حال از آدم های شاخص مختلفی عکاسی کرده بودم. از ناصری(مشاور رسانه ای خاتمی) تا حق شناس و محمد هاشمی چند تا نماینده اما امروز برایم خیلی روز هیجان انگیز تری بود که دلم می خواهد این جا ثبتش کنم.
با همکارم رفتیم نهاد ریاست جمهوری تا با معاون حقوقی رئیس جمهور مصاحبه اختصاصی داشته باشیم و من هم عکاسی کنم.
مصاحبه به قدری خوب بود که یه موقع هایی دوربینم ومی گذاشتم کنارو تمام تمرکزم رو می دادم به نحوه ی مصاحبه تا بتونم در این زمینه هم تجربه کسب کنم. هر چند نصف صحبت های جذابش از اون دسته از حرف های خودمانی بود که قابل چاپ یا بیان نیست اما همین که خودت هم گوش کنی خالی از فایده نبود.
اون قدر به نظرم شخصیت ایشون فوق العاده اومد که به عنوان یک زن بسیار موفق گوشه ی ذهنم حک شد تا بعدها ازش الگو برداری کنم.
+بدو بدو از نهاد که اومدیم بیرون رفتیم اتاق بازرگانی ایران و چین تا یه مصاحبه کوتاه ده دقیقه ای هم با عسگر اولادی داشته باشیم. که البته کله ی ما رو به طاق کوبید و گفت الان فقط با هامون آشنا شد هفته دیگه مصاحبه می کند. انگار اومدیم خواستگاریش خواسته باهامون آشنا شود اما اونم شخصیت با مزه و جالبی داشت.

+ حس خوبیه بفهمی مثلا 17، 18 سال پیش این مسجدی که کلی خوشت اومده و احساس کردی چه قدر خاصه و عکس گرفتی را بابای خودت ساخته و پیمانکارش بوده است. یعنی اون هم خیلی وقت پیش این جا ها قدم زده . وقتی که دختر ته تغاریش سه ساله بوده است، وقتی که هنوز می تونستم تو بغلش باشم.

[ سه‌شنبه 6 بهمن 1394 ] [ 11:27 ] [ عارفه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 4429