X
تبلیغات
رایتل

یادداشت های یک نیمچه روزنامه نگار
نوشتن هم اعتیاد آور است 

دیشب بچه های دفتر رو با یه سری از دوستان رسانه ای امون افطار بیرون دعوت کردم

چیز واضحی بود که میزبان منم و تمام هماهنگیا که شام و چه قدر بعد افطار بیاره و ... با من بود.

وقتی که تموم شد خواستم برم و حساب کنم که امیر نگذاشت 

گفت حساب می کنه بعدا من باهاش حساب کنم

از این غرور مردونه ای که دلش نمی خواهد جلو چندین تا مرد من دست کنم تو کیفم خوشم می اید و برایم لذت بخشه

در اصل ماجرا فرقی نداشت و همه می دونستن که مهمون من هستند اما خب یه سری رفتار ها به نظرم شعور و توجه و احترام طرف مقابله و البته یه حس خوشایند درونی که ممکنه بقیه در شرایط مشابه این حس و نداشته باشن و حتی بهشون بر بخوره!

[ دوشنبه 31 خرداد 1395 ] [ 04:57 ] [ عارفه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 4506