ببینید می دونم شاید بخشی از حرص خوردنم بهانه ذهنم باشه برای فرار امتحان ٨ صبح فردام که هنوز مونده و تموم نشده و نمی تونمم بشینم سرش اما خب چیزی از لج دراومده من و این که دلم می خواهد هرچی از دهنم در می آید به اون فلانی بگم کم نمی کنه.
مَردَک الاغ دو ماه تحملش کردم هی سعی کردم کج دار و مریض باهاش رفتار کنم سعی کردم جلو دهنم بگیرم و چیزی که لایقشه بارش نکنم هی تحمل کردم ریختم تو خودم چون دلم نمی خواست رومون تو روی هم باز شود و مجبور بودیم برای مدتی با هم سر موضوعی که الحمد الله اون موضوع تموم شد و شر طرف کم سر و کله بزنیم
بهم گفته بود نتیجه رو بهش خبر بدهم اومدم بهش بگم و برای همیشه این تجربه تلخ و فراموش کنم می بینم تو تلگرام بلاکم کرده
اصلا مهم نیست بلاکم کرده ها چون قطعا و بی شک دلم نمی خواهد دیگه کاری باهاش داشته باشم
همه حرص من اینه کار دنیا برعکس شده من باید اون و بلاک می کردم
اصلا مسخره و بچگانه اما لجم گرفته خب
حرص نخورعزیزان جان
شعورنداشته
نه تنها شعور نداشت که آدم عوضی هم بود
لج دراریش دو رو بودنشه خیلی ها این چهره رو ازش ندیدن
:))))tajrobash ro dashtam...yani adam mige "meimoon harchi zeshtar naz o adash bishtar"....in daqiqan vase hamchin adamayie:))))
ایییول فرشاد دلم خنک شد دقیقا زدی تو خال